ساده گرایی و تقلیل (قسمت دوم)

تخمه این تفکر در هنر غرب به دست مالوویچ، کاندینسکی، مندریان و آلبرز با عنوان ((هنر برای هنر)) ریخته شد. این ها معتقد بودند، طبیعت هنر ارتباطی با طبیعت ادراک و یا طبیعت نور و فضا و زمان و یا انسان و جامعه ندارد.

ساده گرایی و تقلیل (قسمت اول)

اگر قرار شود مقایسه ای بین گبه و فرش انجام گیرد و رئوس اختلافات این دو باقته تعیین گردد، باید عوامل زیادی به بررسی درآید. یکی از این عوامل طرح و نقشه است.

واژه گبه (قسمت دوم)

وجود یک فرش گبه مانند در یک مینیاتور ایرانی مربوط به سال 835 ه نیز ممکن است بی ارتباط با موضوع سخن ما نباشد.در قسمت میانی این مینیاتور مکتبی به تصویر در آمده که در آن معلمی بر روی فرش شطرنجی_ شبیه برخی از گبه های امروزی_ نشسته است.

خرید و فروش گلیم در گذشته

در آناتولی معامله ی تاجر غربی و گلیم فروش ثروتمند ارمنی به سرانجام رسیده است. در طرف چپ مغازه گلیم بزرگی از سیواس یا ملطیه و بالای در تعدادی رویه ی مخده از قارص آویزان است. در دوطرف در ورودی دو گلیم که آشکارا متعلق به صحنه در ایران است دیده می شود. منبع : کتاب تاریخچه ، طرح ، بافت و شناسایی گلیم

چوپانی از اهالی آناتولی

خرقه ای نمدی که با نقش ستاره تزیین شده ، به تن دارد. این نوع پوشش چوپانان را در برابر عوامل طبیعی به خوبی حفظ می کند. منبع : کتاب تاریخچه ، طرح ، بافت و شناسایی گلیم

واژه گبه (قسمت اول)

کلمه گبه که امروز در همه جا شناخته شده و جهانی گردیده، تا همین اواخر واژه ای ناشناخته بود و به ادبیات مربوط به فرش راه نیافته بود. در اواخر دهه شصت م این واژه برای اول بار به ادبیات معاصر فرش راه یافت و در سال 1353 در کاتالوگ قالیچه های شیری فارس، از آن یاد شد. نه سال پیش از آن، در سال 1362 اولین مقاله (دو مقاله همزمان) درباره گبه در مجله هالی درج گردید. و در سال 1368 اولین کتاب درباره گبه منتشر شد. از ان پس این روال سرعت فزاینده ای پیدا کرد و سال و ماهی نبود که مقاله یا کتاب و یا کاتالوگی درباره گبه منتشر نشود. روالی که هنوز هم ادامه دارد.

گبه و گبه سان (بخش سوم)

طرح و رنگ آمیزی فلیکی نیز با گبه فرق دارد. طرح اغلب فلیکی ها ساده و یکدست است. به همین جهت هم گاه فلیکی با مو و پشم خود رنگ می شود، سپس فرش بافته شده به دیگ رنگ انداخته و همه ان، از تار پود گرفته تا پرز فرش به رنگ یکدست در می آید.رنگ های یکدست و تندی چون ارغوانی، قرمز، زرد، سرمه ای، از رنگ های رایج فلیکی است.

گبه و گبه سان (بخش دوم)

از اشارات مورخان و شاعران که بگذریم، آنچه هنوز باقی مانده و به ما به ارث رسیده نیز در خور ملاحظه است و اشاره مختصری به آن ها ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم آن ها را به گبه هویدا می کند. غرض از ارتباط مستقیم، ارتباط ساختاری و یا وجوه مشترک ساختاری است که برخی از این فرش ها با هم دارند و منظور از رابطه  غیر مستقیم، ظاهر مشابه و همگون این فرش ها و باطن یا ساختار ناهمگون نشان می باشد.

گبه و گبه سان (بخش اول)

نمی توان و نباید متوقع بود که همه فرش های پرز بلندی که در گذشته بافته می شده، طبیعت و ساختاری همگون می داشته و به یک نام نامیده می شده است. این فرش ها و رواندازها در سرتاسر دامنه های زاگرس از آناتولی تا کرمان و همچنین بخش بزرگی از آسیای مرکزی تولید  می شده و در ناحیه از ویژگی های خاصی برخوردار بوده است.

سخنان آتنئوس

ششصد سال پیش از گزنفون، مورخ یونانی دیگری به نام آتنئوس به نوعی از فرش ایرانی که مصرفی جز کفپوش داشته، توجه نموده و مطالبی نوشته که در خور اهمیت فراوان است.

درباره وبلاگ

این وبلاگ پایگاهی برای انعکاس رودیدادهای فرش و صنایع دستی ایران؛ تجزیه و تحلیل اهم رویدادهای فرش و انتشار فعالیتهای پژوهشی و مقالات و دیدگاههای فرهیختگان و فعالین فرش و صنایع دستی است